تبليغاتX

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود            خار هم کمتر نبود از گل،بسا بهتر بود            قرن ما شاعر اگر داشت             که کبوتر با کبوتر باز با باز نبود              شعار پرواز              وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت               در چنین قرنی که دانش حاکم است                عشق را از صحنه دور انداختن                دیوانگیست،درماندگیست، شرمندگیست                قرن ، قرن آتش نیست                 قرن یک هوای تازه است                  فکرها را شستشویی لازم است حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا سئلر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا           قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا سلام اولسون شوْكتوْزه ، ائلوْزه ! منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه           حيدربابا ، كهليك لروْن اوچاندا كوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا            باخچالارون چيچكلنوْب ، آچاندا بيزدن ده بير موْمكوْن اوْلسا ياد ائله آچيلميان اوْركلرى شاد ائله              بايرام يئلى چارداخلارى ييخاندا نوْروز گوْلى ، قارچيچكى ، چيخاندا آغ بولوتلار كؤينكلرين سيخاندا              بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اوْلسون دردلريميز قوْى ديّكلسين ، داغ اوْلسون                حيدربابا ، گوْن دالووى داغلاسين ! اوْزوْن گوْلسوْن ، بولاخلارون آغلاسين ! اوشاخلارون بير دسته گوْل باغلاسين !                 يئل گلنده ، وئر گتيرسين بويانا بلكه منيم ياتميش بختيم اوْيانا                حيدربابا ،‌ سنوْن اوْزوْن آغ اوْلسون ! دؤرت بير يانون بولاغ اوْلسون باغ اوْلسون                 بيزدن سوْرا سنوْن باشون ساغ اوْلسون ! دوْنيا قضوْ-قدر ، اؤلوْم-ايتيمدى دوْنيا بوْيى اوْغولسوزدى ، يئتيمدى                  حيدربابا ، يوْلوم سنَّن كج اوْلدى عؤمروْم كئچدى ، گلممه ديم ، گئج اوْلدى                  هئچ بيلمه ديم گؤزللروْن نئج اوْلدى بيلمزيديم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار ايتگين ليك وار ، آيريليق وار ، اوْلوْم وار

<-BlogAndPostTitle

كاش مي شد كه كسي مي آمد

اين دل خسته مارا، مي برد

چشم مارا مي شست

راز لبخند به لب، مي آموخت

كاش مي شد كه به انگشت، نخي مي بستيم

تا فراموش نگردد كه هنوز انسانيم

قبل از آني كه، كسي سر برسد

ما نگاهي به دل خسته خود مي كرديم

شايد اين قفل، به دست خود ما باز شود

پيش از آني كه به پيمانه دل، باده كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:5  توسط رامین | 
نگاهي به پديده موفق مرد هزار چهره

هر کسی رو که دیدم بهم گفت مهربون باش! دروغ نگو! اشتباه نکن!

مدرسه که درس میخوندم بزرگترها هی بهم گوش زد میکردند... مواظب باش حق کسی رو ضایع نکنی! دروغ نگی! دوستت رو ناراحت نکنی! بده... به همه ی ما ساده ها گفتند نکنه کسی رو ناراحت کنی! یا به کسی کلک بزنی! یا سر کسی کلاه بذاری!

گوشمون از این حرفها پر شد ولی وقتی وارد جامعه به اصطلاح قشنگتون شدیم دیدیم از این حرفها خبری نیست. این بار گفتید حسن مواظب باش خطرناکه!! اگه یه کم فکرت به خودت نباشه کلاهی به اندازه کلاه بابا نوئل فرنگی ها میگذارن سرت!!اگه کار خوب میخوای چاپلوسی کن! زیرآب همکارت رو بزن تا پست خوب مال تو بشه! یه کم سیاست نداری! اعتماد نکن به هیچ کس! و و و و و و .......  خواستیم خودمون رو پیدا کنیم گیر یه طعمه ای افتادیم که برای جبرانش جوونیمون رو دادیم...

بزرگترهای درستکار  اگه حرفی مونده که نگفتید بگید...

چرا ما ها دوست داریم شعار بدیم؟ دوست داریم بگیم بهترین انسانها هستیم؟

بیایید قبول کنیم که نیستیم و به فکر چاره باشیم. یعنی اینقدر بیرحم شدیم که زور ما به اون بچه های بیگناه و معصوم رسیده و میخوایم سر اونا کلاه بگذاریم؟ ما که چیزی واسه گفتن نداریم لا اقل جرات داشته باشیم بریم از اونا درس یاد بگیریم.

درس صداقت

 درس خوبی 

 مهربونی و .....

جایی که یه بچه تو نقاشی خودش خورشید رو سیاه میکشه تا پدر کارگرش زیر آفتاب داغ تابستون رنج نکشه .... 

 بزرگترهای عزیز   

من از این بچه زندگی  یاد میگیرم نه از شما ها...

شما ها یک عمر به ما دروغ گفته اید!!!    به شما اعتماد نداریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:13  توسط رامین | 

 

پدر ... مادر ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و

 

 حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و

 

 ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه

 

 کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من

 

 بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

 

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی

 مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش

 این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند.

 اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد

 چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما

 بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با

 وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه

 درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و

 وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم

 انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید

 همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و

 پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان

 بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ

 دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب

 

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار

 سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق

 در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند

 که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت

 و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از

 نماز نیز. در خیالتان  خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان

 زمین را... بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین

 محمد نیستند...

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 19:5  توسط رامین | 

از سال ۸۶ با تمام پستی ها و بلندی هایش فقط ساعاتی مانده است..

ارزش این را دارد که چند دقیقه ای با خودمان خلوت کرده و به کارهایی که در این یک سال انجام داده ایم فکر کنیم. و بعد با خلوص نیت تصمیم بگیریم تا اشتباهات یا رفتارهای ناپسند خود را در سال جدید تبدیل به رفتارها و اخلاق انسان پسندانه و نیک کنیم و بعد با علم به آیات الهی و عمل کردن به آنها با صداقت تمام "حول حالنا الا احسن حال" را در دلمان ادا کنیم

اگر در خود تحولی ایجاد نکنیم سال ۸۷ نیز مثل سالهای قبل خواهد بود...

پس باهمدیگر سعی کنیم کمی در افکار و ایده ها و عقایدمان تحول مثبت ایجاد کنیم...

بهترین آرزوها را برای دوستان در سال جدید از پروردگار یگانه مسعلت مندم.

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:3  توسط رامین | 

 

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!!! 

با تشکر از: http://www.bia_2.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:58  توسط رامین | 

 

ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:41  توسط رامین | 

سلام دوستان عزیز

این عکس دیشب ساعت ۱۲:۳۰ هست. زلزله همه رو به خیابونها کشونده بود. تبریز تا حالا ۴ بار لرزیده. همه از ترس بیرون بودند. منم بیرون بودم. الانم که این پست رو می فرستم بعد از زلزله ساعت ۱:۳۰ ظهر باز پیش بینی میشه زلزله بشه. آخه میگن تبریز روی گسل بزرگی هست که هر چند صد سال یه زلزله بزرگ و وحشتناک اتفاق میوفته. امیدوارم تلفاتی تا حالا نداشته باشه. خدا رو شکر که هنوز گزارشی از تلفات جانی نشنیدیم. بیایید دعا کنیم که گزارشی هم در آینده نشنویم.

همیشه شاد و پیروز باشید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:59  توسط رامین | 

TinyPic image 

پس از لحظه هاي دراز
بر درخت خاكستري پنجره ام برگي روييد
و نسيم سبزي تار و پود خفته مرا لرزاند.
و هنوز من
ريشه هاي تنم را در شن هاي روياها فرو نبرده بودم
كه براه افتادم.

پس از لحظه هاي دراز
سايه دستي روي وجودم افتاد
ولرزش انگشتانش بيدارم كرد.
و هنوز من
پرتو تنهاي خودم را
در ورطه تاريك درونم نيفكنده بودم.
كه براه افتادم.

SohrabSepehri.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 14:14  توسط رامین | 

چقدر زیبا بود اگر هنگام تنها یی سری به دادگاه دلمان می زدیم

 و همیشه دیگران را محکوم به حبس ابد نمی کردیم

چقدر زیبا بود وقتی یتیمی می دیدیم گرد یتیمی از چهره اش می زودودیم

ودستی به مهربانی بر سر و رویش می کشیدیم

TinyPic image

چقدر زیبا بود اگر می دانستیم چرا شقایق هامی میرند

 وچقدر زیبا بود اگر می فهمیدیم چرا زندگی زیباست

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 12:7  توسط رامین | 

تصویر تو تنها چیزی است که چشمانم باور میکند دستانم را دراز میکنم تا صورتت را لمس کنم اما تصویر تو به یکباره حذف می شود و من به یاد می اورم کنارم نیستی

 

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 10:23  توسط رامین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نام : رامبن
متولد: 1364
شغل: دانشجو - مترجم و دبیر زبان انگلیسی
هدف از وب لاگ: با اين وب لاگ خواستم مطالبي رو از خود اينترنت يا كتابها و خودم و حتی خود شما در مورد عشق واقعی و زندگی واقعی در اختيار دوستان عزيزم قرار بدم.
علاقه : کامپیوتر - اینترنت - کتاب - کلا هر چی که کمکم کنه بیشتر بدونم.
در مورد شقایق : كسي كه عاشق است طعم زندگي را چشيده و ظاهر زندگي براي او هيچ ارزشي ندارد . عاشق شدن آسان است و عاشق ماندن هنر. عشق مقدس است. پس سعی کنیم تقدس عشق را حفظ کنیم. شقایق بمونیم تا زندگی کردن را تجربه کنیم.

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
لينك دوستان
وب لاگ گردشگری TABRIZ TRIP توسط خودم
سمیرا (باران)
شقایق (نغمه های تنهایی شقایق)
توحید (پرچم مشکی)
ثمین(فرصت عاشقی)
فهیمه (یه بچه مثبت)
الهه (و اما عشق...)
( گلبرگ آبی)
الهام(غریبانه)
امید (از قطره تا دریا)
سعید (عشق بی دلیل)
رويا (سفر از پيش تو هرگزنتوانم)
نوید (حرف های یک دل)
سارا (یه رد پایی از خودت بذار برو)
همراه با تو (عاقلانه عاشقانه)
مینا (عهد هایی که بسته یا شکسته شد)
افسون(ستاره دنباله دار)
ما دوتا راهمون جداست (مهسا)
سارا(عاشقم من)
سحر(در حسرت دیدار تو آواره ترینم)
نیلوفر(دشت شقایق)
سارا دلبر (کلبه تنهایی یک دانشجو)
فاطمه (خاطره)
محمد ( آهنگ های محسن چاووشی و ...)
آرزو(دل دریایی من)
صدف(عاشقان واقعی)
شقايق(مهدي و شقايق)

لوگوهاي وب لاگ


دکتر علی شریعتی

shagayeg


روزنامه اعتماد

shagayeg



وب لاگ تبریز تریپ

shagayeg


وب لاگ فرصت عاشقی - ثمین

shagayeg


Music Codes


بازديد كننده


 لينك شعر

class="title">

William Wordsworth
William Shakespeare
William Butler Yeats
Pat Mora
Ted Hughes
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
احمد شاملو

 

سازمان ایرانگردی و جهانگردی

سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی

دانشگاه تبریز

دانشگاه علوم پژشکی تبریز

شهرداری تبریز

دانشگاه آزاد تبریز

هتل پارس تبریز

حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا سئلر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا           قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا سلام اولسون شوْكتوْزه ، ائلوْزه ! منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه           حيدربابا ، كهليك لروْن اوچاندا كوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا            باخچالارون چيچكلنوْب ، آچاندا بيزدن ده بير موْمكوْن اوْلسا ياد ائله آچيلميان اوْركلرى شاد ائله              بايرام يئلى چارداخلارى ييخاندا نوْروز گوْلى ، قارچيچكى ، چيخاندا آغ بولوتلار كؤينكلرين سيخاندا              بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اوْلسون دردلريميز قوْى ديّكلسين ، داغ اوْلسون                حيدربابا ، گوْن دالووى داغلاسين ! اوْزوْن گوْلسوْن ، بولاخلارون آغلاسين ! اوشاخلارون بير دسته گوْل باغلاسين !                 يئل گلنده ، وئر گتيرسين بويانا بلكه منيم ياتميش بختيم اوْيانا                حيدربابا ،‌ سنوْن اوْزوْن آغ اوْلسون ! دؤرت بير يانون بولاغ اوْلسون باغ اوْلسون                 بيزدن سوْرا سنوْن باشون ساغ اوْلسون ! دوْنيا قضوْ-قدر ، اؤلوْم-ايتيمدى دوْنيا بوْيى اوْغولسوزدى ، يئتيمدى                  حيدربابا ، يوْلوم سنَّن كج اوْلدى عؤمروْم كئچدى ، گلممه ديم ، گئج اوْلدى                  هئچ بيلمه ديم گؤزللروْن نئج اوْلدى بيلمزيديم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار ايتگين ليك وار ، آيريليق وار ، اوْلوْم وار

شقایق گل همیشه عاشق